.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

دیگه دیره واسه موندن
دارم از پیش تو میرم
جدایی سهم دستامه که دستاتو نمیگیرم
تو این بارون تنهایی ؛ دارم میرم خداحافظ
شده این قصه تقدیرم
چه دلگیرم خداحافظ


دیگه دیره واسه موندن
دارم از پیش تو میرم
جدایی سهم دستامه که دستاتو نمیگیرم
تو این بارون تنهایی ؛ دارم میرم خداحافظ
شده این قصه تقدیرم
چه دلگیرم خداحافظ

 

 

 

ای عشق به بد بیارم میخندی

به زخم عمیق و کاریم میخندی

امروز تو قطره قطره ابم کردی

فردا به سوگواریم میخندی

 

 

 

 

 
اگه دنباله عشقی من ندارم ؛ که من جز قلبی از آهن ندارم ؛ برو دست از سرم بردار ای عشق ؛ که حال بیستون کندن ندارم !
 
 
نه در غربت دلم شاد و نه رویی در وطن دارم// الهی بخت برگردد از این طالع که من دارم
 
چقدر ثانیه‌ها نامردند ، گفته بودند که بر می‌گردند ، بر نگشتند و پس از رفتنشان ، عقربه‌ها بی جهت می‌گردند. آه این عقربه‌های نامرد چه بلای بر سرم آوردند ، نه ز بغضم گره‌ای بگستند نه ز دردم گره‌ای وا کردند ، آه از این عقربه‌های نامرد.
 
 
 
بودیمو کس پاس نمیداشت مارا

باشد که نباشیمو بدانند که بودیم
 
هیچگاه کسی که قلب بی طاقت و عاشقم را شکست و لحظه های زندگی ام را پر از غم و غصه کرد را  فراموش نمیکنم!
 
 
 
خدارو چه دیدی ، شاید با تو باشم ،‌شاید با نگاهت از این غم رها شم ؛ خدا رو چه دیدی ؛ شاید غصه رد شد ؛‌ دلم راه و رسم این عشقو بلد شد ، هنوز بی قرارم به یاد نگاهت نشستم تو بارون ؛ بازم چشم به راهت
خدارو چه دیدی ؛ تو شاید بمونی ، شاید غصه‌هامو تو چشمام بخونی ، خدا رو چه دیدی شاید دل سپردی ؛ شاید عشقمونو تو از یاد نبردی ؛ هنوز بی قرارم به یاد نگاهت نشستم تو بارون بازم چشم به راهت
خدارو چه دیدی
 
 
 
مرا اینگونه باور کن... کمی تنها ، کمی بی کس ، کمی از یادها رفته... خدا هم ترک ما کرده ، خدا دیگر کجا رفته...؟! نمی دانم مرا آیا گناهی هست..؟ که شاید هم به جرم آن ، غریبی و جدایی هست..؟؟؟
 
 
 
رستنی‌ها کم نیست من و تو کم بودیم خشک و پژمرده و تا روی زمین خم بودیم گفتنی ها کم نیست من و تو کم گفتیم مثل هزیان دم مرگ از آغاز چنین درهم و برهم گفتیم دیدنی ها کم نیست من و تو کم دیدیم بی سبب از پاییز جای میلاد اقاقی‌ها را پرسیدیم چیدنی ها کم نیست من و تو کم چیدیم وقت گل دادن عشق روی دار قالی بی سبب حتی پرتاب گل سرخی را ترسیدیم خواندنی ها کم نیست من و تو کم خواندیم من و تو ساده ترین شکل سرودن را در معبر باد با دهانی بسته وا ماندیم من و تو من و تو اما در میدان
 
 
 

هیچ‌کس نمی‌تونه به دلش یاد بده که نشکند ، ولی می‌تونیم یادش بدیم که وقتی شکست لبه‌ی تیزش دست اونی که قلبت رو شکسته نبره !

 

 
زیباترین گل با اولین باد پاییزی پرپر شد ، باوفا ترین دوست به مرور زمان بی‌وفا شد ، این پرپر شدن از گل نیست از طبیعت است و این بی‌وفایی از دوست نیست از روزگار است.
 
 
 

خیلی زودتر از اونی که من بخوام تموم شدش

اخرش هیچی نموندو بیخودی دل من حروم شدش

 

 
 


:: بازدید از این مطلب : 5
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : ruzvshab
ت : یکشنبه 01 مرداد 1391
.
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


موضوعات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
به روزوشب امتياز دهيد

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران