.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

 

همیشه دیر است و همیشه باید حساب کرد که فرصت نیست و هرگز سخنی را که میشود امروز گفت ، کاری را که میشود امروز کرد نباید به فردا گذاشت زیرا همیشه دیر است.

بر خلاف کسانی که مصلحت اندیش اند و می گویند هنوز زود است،من می گویم که همیشه دیر است.

هر کاری را که می خواهیم بکنیم کاری است که لااقل باید صدها سال پیش می کردیم. بنابر این، دیر شده هر کار که باشد، این است که فرصت نیست کار امروز را به فردا بیافکنیم.

این روایت که فرموده اند: « برای دنیایت آنچنان کار کن که گویی همیشه زنده خواهی ماند و برای آخرتت آنچنان که گویی فردا می میری » چقدر عالی است.

به این معنا است که برای کارهای زندگی فردی و مادی و شخصی ات فکر کن که همیشه وقت هست اما برای کار مردم و آنچه که درمسیر اصالت کار و مسئولیت انسانی است - کار برای دیگران و جامعه و انسانیت - دستپاچه باش ، همیشه بیاندیش فردا دیگر نیستی.

این است که من همیشه حرف آخر را اول می زنم چون نگرانم اگر از اول شروع کنم و به مقدمه چینی و امثال اینها بپردازم دیگر به حرف آخر نرسم.

«دکتر علی شریعتی »



:: بازدید از این مطلب : 524
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : ruzvshab
ت : چهارشنبه 20 بهمن 1389
.

 

چه قدر نشنيدن ها و نشناختن ها و نفهميدنها که به اين مردم آسايش و خوشبختي بخشيده است.
 دکتر علي شريعتي
 معني حيات را در زيبائي و قدرت اراده بايد جستجو کرد.
ماکسيم گورکي
 بزرگترين نابکاري آن است که بپنداريم براي آنکه برترين باشيم بايد دست به ويرانگري چهره ديگران بزنيم.
ارد بزرگ
 عشق يعني اراده به توسعه خود با ديگري در جهت ارتقاي رشد دومي.
اسكات پك
 ما ديگران را فقط تا آن قسمت از جاده كه خود پيموده‌ايم مي‌توانيم هدايت كنيم.
اسكات پك
 انسان در همان لحظه که تصميم مي گيرد آزاد باشد، آزاد است.
ولتر
 رسانه تنها مي تواند پژواک نداي مردم باشد نه اينکه به مردم بگويد شما چه بگوييد که خوشايند ما باشد.
ارد بزرگ
 به زبانت اجازه نده قبل از انديشه ات به راه افتد.
ناپلئون
روزهاي سخت بهايي ست که بايد براي سرافرازي پرداخت.
ارد بزرگ
 زندگان، مردگاني هستند که در تعطيلات به سر مي برند.
موريس مترلينگ
 تا چهل سالگي که مغزم خوب کار مي‌کرد به رياضيات و پژوهش پرداختم. از چهل تا شصت سالگي که ذهنم ضعيف شده‌بود به فلسفه روي آوردم و در اواخر که به‌کلي کله‌ام کار نمي‌کرد به سياست!
 برتراند راسل
 تملق وچاپلوسي هم گوينده و هم شنونده را فاسد مي کند.
ديل کارنگي
 از استثنائـات است كه كسي را بـه خاطر آنچه كه هست دوست بدارند. اكثر آدمها چيزي را در ديگران دوست دارند كه خود به آنها امانت مي دهند: خودشان را، تفسير و برداشت خودشان را از او ...
گوته
 انسان در همان لحظه كه تصميم ميگيرد آزاد باشد آزاد است.
والتر

اساسا ، خوشبختي فرزند نامشروع حماقت است. همه کساني که در جست و جوي خوشبخت بودن هستند بي خود تلاشي در بيرون از خويش نکنند اگر بتوانند " نفهمند" مي توانند " خوشبخت " باشند.

 

 

دکتر علي شريعتي
 آزادي متعلق به يک نفر نيست، مال همه است.
اسپنسر
 لبخند، حتي زمانيکه بر لبان يک مرده مي نشيند، بازهم زيباست.
کريستيان بوبن
 در جستجوي نور باش، نور را مي‌يابي.
آرنت
 دستهایی که کمک می کنند مقدس تر از لبهایی هستند که دعا می کنند.
کوروش کبیر
 کسی که آزادی می جوید زندانی برای اندیشه های دیگر نمی گسترد.
ارد بزرگ


 



:: بازدید از این مطلب : 736
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : ruzvshab
ت : چهارشنبه 20 بهمن 1389
.

نمیدانم

 

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمیخواهم بدانم کوزه گر ازخاک اندامم چه خواهد ساخت؟

ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ وبازیگوش

واو یکریز وپی درپی دم گرم وچموشش رادر گلویم سخت بفشارد

وخواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدین سان بشکند هردم سکوت مرگبارم را

          - دکتر علی شریعتی -


 



:: بازدید از این مطلب : 519
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : ruzvshab
ت : شنبه 16 بهمن 1389
.

خدایا كفر نمی‌گویم،
پریشانم،
چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!
مرا بی ‌آنكه خود خواهم اسیر زندگی ‌كردی.
خداوندا!
اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای ‌تكه نانی
‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌
و شب آهسته و خسته
تهی‌ دست و زبان بسته
به سوی ‌خانه باز آیی
زمین و آسمان را كفر می‌گویی
نمی‌گویی؟!

 

خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی
لبت بر كاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرف‌تر
عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌
و اعصابت برای‌ سكه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد
زمین و آسمان را كفر می‌گویی
نمی‌گویی؟!

خداوندا!
اگر روزی‌ بشر گردی‌
ز حال بندگانت با خبر گردی‌
پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت از این بودن، از این بدعت.
خداوندا تو مسئولی.
خداوندا تو می‌دانی‌ كه انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،

چه رنجی ‌می‌كشد آنكس كه انسان است و از احساس سرشار است



:: بازدید از این مطلب : 520
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : ruzvshab
ت : شنبه 16 بهمن 1389
.

در دایره عشق اگر باران بلا بارید ٬ عاشق آن است که از دایره بیرون نرود

مطمئن باش که مهرت نرود
از دل من مگر ان روز که در خاک شود منزل من
اشتياقي که به ديدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و اندر دل من

حديث عشق من و تو،
حديث ابر بهاريست،
تو از قبيله لبخند،
من از قبيله اندوه.


 



:: بازدید از این مطلب : 678
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : ruzvshab
ت : شنبه 16 بهمن 1389
.

پند و اندرز:

*در طريق مردي هم‌چو كوه درد باش

مزن دم ز مردي يا حقيقت مرد باش

*داني كه چرا راز نهان با تو نگفتم

طوطي صفتي طاقت اسرار نداري

*از چهره‌ي گل سوخته طراوتي طلب مكن

                     براي رفع تشنگي تكيه به تشنه‌لب مكن.

*در این درگه که گه‌گه کُه کَه و کَه کُه شود ناگه

                        مشو غره به امروزت که از فردا نه‌ای آگه



:: بازدید از این مطلب : 637
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : ruzvshab
ت : شنبه 16 بهمن 1389
.

نكات اخلاقي:

*پشت یک ماشین فاضلاب‌کش نوشته بود:

نگاه نکن به کارم، محتاج روزگارم.

* تند رفتن نشد مردی / شرط آن‌است که برگردی.

*میازار موری که دانه‌کش است

*جگرها خون شود تا پسری مثل پدر گردد. 

*تنها مرگ است كه دروغ نمي‌گويد.

*و دردهايمان بزرگ‌ترين دوست‌هايمان خواهد بود هنگام تنهايي‌مان.(يادآوري آقاي سپهري)

*مرگ به روي پاها بهتر از زندگي بر روي زانوان است.
 



:: بازدید از این مطلب : 562
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : ruzvshab
ت : شنبه 16 بهمن 1389
.

طنز:

*اشكالي نداره منم يه روز بزرگ مي‌شم(پشت ميني‌بوس)

*غصه نخور جوجه خاور، بزرگ مي‌شي، بنز تك مي‌شي.

*پشت یک تریلی نوشته بود: ژیان ساندویچ من است.

* اگر خدا بخواهد باري فرقي ندارد ده تن با گاري



 



:: بازدید از این مطلب : 1063
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : ruzvshab
ت : شنبه 16 بهمن 1389
.

رفاقت قصه‌ي تلخی است که از یادش گریزانم.

*چنان از زندگي دل‌سرد و دل‌گيرم

كه روز مرگ خود را جشن مي‌گيرم

(يادآوري آقاي هوشنگ پرتو)

*اسیرتم ولی آزاد.

*بوديم و كسي پاس‌ نمي‌داشت كه هستيم

باشد كه نباشيم و بدانند كه بوديم؟

*آغاز كسي باش كه پايان تو باشد.



:: بازدید از این مطلب : 602
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : ruzvshab
ت : شنبه 16 بهمن 1389
.

زندگي، عشق، سرنوشت و …

*یاد آن روز که در صفحه‌ي شطرنج دلت

                   شاه عشق بودم و با کیش رخت مات شدم

*هر که عاشق شد جفا بسیار باید کشد

                        بهر یک گل منت از صد خار باید کشد

*ای دل غمین مباش، شد شد، نشد نشد

*تك درختم سوخت، بگذار جنگل بسوزد

*بي تو هرگز… با تو ؟؟؟ عمراً

*دنبالم نيا اسير ميشي.

*گشتم نبود، ‌نگرد نيست.

*قربان وجودت كه وجودم ز وجود تو به وجود آمد مادر.

* افسوس كه افسانه بود.

*روی قلبم نوشتم ورود ممنوع

                                     عشق آمد و گفت بی‌سوادم!


 



:: بازدید از این مطلب : 673
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : ruzvshab
ت : شنبه 16 بهمن 1389
.
موضوعات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
به روزوشب امتياز دهيد

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران